Daily Thoughts

Stories, thoughts, experiences, and opinions by Kamron M.

January 27, 2012 at 9:23am
Home

فقط و فقط

 شخصی و خصوصی تلقی شدن اعتقادات یا بی اعتقادی به خدا و دین و مذهب و خود داری از اشاره به این قضایا فقط و فقط برازنده مقام پادشاه است در سرزمینی با ویژگی ایران که یکتا کشوری است با اکثریت شیعی مذهب
 آنچه گفته شد به نظر من یکتا دستاورد مثبت ناشی از تسلط توحش سی و سه ساله برایران است
.
 مخبط هایی که شرم نکردند از همگامی با آخوند و چماقدار و خاله زنک ها و لات و لوت ها و بچه محصلان هیجانزده از سر نادانی،  به سبب بی شهامتی جهت اعتراف رک و پوست کنده به خبط و خطا و خیانت های آگاهانه و نا آگاهانه شان  در مثلا” بهترین حالات ضمن  اقرار به خدمات بزرگ دو پادشاه پهلوی —— که برهرکس آشکارست و به تخم دو زرده گذاشتن شباهت ندارد معترف شدن به آنها——— مدام به ” دیکتاتور” شدن آندو چهره  استثنایی تاریخ رنجبار ایران پس از غلبه اسلام اشاره میکنند بدون اینکه توضیح دهند دیکتاتوری یعنی چه و خودشان با کدام معجزه  ”دموکرات” و “دموکراسی شناس” زاده و پروریده و مالیده شده اند!!  جدا” دیگر حال آدم بهم میخورد از  دوام و قوام اینگونه قرشمال گری ها . مفهوم سنگین وزن  دموکراسی را نیز به لجن سطحی نگری و ابتذال اندیشه هایشان آلوده اند اینان. خوار و خفیفش کرده اند . بی آبرویش کرده اند  
.
خصوصا” خاله زنک های قلمباز و شیکپوش که هر آنچه از حقوق پایمال شده شان در طول قرون را در زمان آندو پادشاه کسب کردند و میبایستی بسی بیش از اوباش دانشگاه دیده قدرشناس باشند  دراین زمینه وقیحانه تر ابراز “براز و عندیشه” 
میکنند
!
 درست است که دو پادشاه پهلوی از بروز دادن اعتقادات مذهبی خویش خود داری نمی نمودند —- حالا یا از روی ایمان و یا اجبار —- ولی هرگز حتی یک فرد ایرانی را به سبب دگر اندیشی مورد ستم و تبعیض قرار ندادند
 اینها مربوط به گذشته ایست که هنوزنگذشته
!
 و باز بدون پرده پوشی میگویم : بد ترین خطای سیاسی پادشاه قانونی ایران اینست که به اعتقادات دینی و مذهبی خویش اشاره کند و به دنبال کسب مشروعیت از سوی ملایان باشد. چه ملا سیستانی و یا شیخ ابوالپشم ریسمانی!  زیرا در اینصورت خود را 
 پادشاه شیعیان معرفی نموده و نه شاه ایران و ایرانیان
.
 فاش میگویم : پادشاه را فرصت تاریخی و تاریخسازی دست داده که اگر مورد توجه و استفاده قرارنگیرد  دیگر کوچکترین امیدی نمیتوان داشت نسبت به بازگشت زادگاهمان در زمره کشورهای متمدن ومعتبر.  چه جنگ در گیرد یا نگیرد بساط ننگ 
بر جا خواهد ماند و روز به روز بر پفیوزی جامعه مان بیش از پیش گواهی خواهد داد.
 از هدف هجویه هجوان قرار گرفتن  چرا بایستی هراس داشت ؟  جماعت “متهم!” به روشنفکری مگر بارها ناشایستگی هایشان را به اثبات نرسانده اند؟ روی اینان حساب کردن  فقط از کودکی بر می آید که در درس حساب همواره نمره صفر میگیرد! ………………. فراموش نمائید این دلقکان را که میپندارند تذکر چند نام فرنگی از آنان فرهیخته و اندیشمند ساخته
 سخن گفتن از همه پرسی برای گزینش نوع نظام حکومتی پس از سقط شدن چهارپایان گرد آمده درطویله خرافه  فقط یک معنا دارد :  اعتراف به وقوع انقلاب خود جوش و ناب و زرداب و سفیداب و کوفت کاری و ذغنبوط و زهرمار! یعنی تکذیب 
 همه اسناد و مدارکی که دلالت دارد بر “طرح وتوطئه ”  دقیقی که با شناخت مکفی از روحیه و شخصیت شاه فقید علیه وی 
به کار گرفته شد ( بیهوده نیست که سرویس های اطلاعاتی ابر قدرت ها شمار قابل توجهی از روانشناسان ورفتارشناسان و سوسیولوگ ها را در خدمت خود دارند
 گویا مغضوب بودن جناب امیر فیض به سبب احاطه ایشان است به قضایا
 اگر جامعه تو سری خورده ایران و “روش چه میدانم چه فکران” ش  پس از ارتکاب این حجم از خطا و کج روی و معوج نگری هنوز آماده پذیرش” پادشاه ” ی نباشند که به احترام جایگاه تاریخی اش و تضمین ضمانت از برابری حقوق مدنی آحاد مردم به عقیده دینی و مذهبی خود اشاره نمیکند ………. پس زور بیهوده میزنیم و آینده نسل های آینده نیز تباهست
.
 جربزه ! کجایی تو ؟  
 
    

جربزه ! کجایی تو ؟.rtfجربزه ! کجایی تو ؟.rtf
24 Ko   Afficher au format HTML   Télécharger