Daily Thoughts

Stories, thoughts, experiences, and opinions by Kamron M.

January 27, 2012 at 6:10am
Home

چلغوز آبادی های دمروکرات‎

 ”گوستاو لوبون ” به مدت چند دهه نقل زبان آخوند هایی بود که میخواستند مستفرنگ بازی در آورند و خود را آگاه وانمود سازند از فرهنگ و ادب غرب. بسیاری از آنها حتی عاجز بودند از تلفظ درست نام وی . اغلب به شکل “گوزتاب لبون!”ادا میکردند و البته جای اوسا باستانی پاریزی خالی تا کشف کند طرف کرمانی الاصل بوده و به هنگام گوزیدن لب هایش تاب برمیداشته
!!
لاکن اگر “گوستاو لوبون ” دمده شده،  دهاتی مسلکان دمروکرات و ندید بدید ها جانشین ها برایش دست و پا کرده اند تا آنجا که 
این تحفه نوظهور و عشوه گر والبته دمروکرات واجبی کشیده بر رخسار؛ داکتر ب ب ! لنگ و پاچه “آرتورکریستن سن” را در آغاز انشای کودکانه اش به میان کشیده تا از قول وی به نکته ای اشاره کند که بدون نیاز به “آرتور” مزبور بر هر ایرانی 
روشن و آشکار بوده و هست
!
 من که دیگر تحمل این قرتی بازی های فرا مبتذل را ندارم . دیریست که با دیدن کلمه “دموکراسی” در نوشته های خاله زنک های الامد و الدنگه ها و الدنگین! به قی می افتم   ظهورهمین  تحفه را کم داشتم  تا بتوانم بدون شرم خطاب به مسئولان نشریات و سایر ابزار ارتباطی که چنین “قهلوله”های تو خالی را به جانمان می اندازند بگویم ” تف به روی همه تان ؛ تف
”!

حالا دیگر درک فردوسی توسی را نیز بایستی مدیون آن “آرتور” و این ” بیعارطور!” فتان باشیم
.
تفففففففففففففففففففففف
!  
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO

 جوانان، دمکراسی و آینده ایران

بهروز بهبودی

بهروز بهبودیآرتور کریستن سن مستشرق معروف در تحلیل داستان ضحاک این اسطوره را یادآور خاطره تصرف ایران به دست بیگانگانی می‌داند که بر اریکه قدرت در ایران تکیه زدند و سپس به نابود کردن جوانان و اندیشه آنان پرداختند. چنانکه می‌دانیم ضحاک هر روز مغز دو جوان را به خورد مارهای روی شانه اش می‌داد تا از این راه به آرامش برسد. جوانان نیروهای فعال و مولد هر جامعه هستند، نیروهایی که در جوامع مستبد سرکوب می‌شوند زیرا اساساً استبداد را با اندیشیدن میانه‌ای نیست. مستبدان عالم و از جمله ایران همواره اندیشیدن را مانع راه خود می‌بینند از اینرو ضحاک‌وار، کمر به نابودی آنان می‌بندند. مستبدان امروز ایران از اندیشیدن به خصوص اندیشه جوانان جلوگیری می‌کنند زیرا می‌دانند در صورت دادن آزادی اندیشه به افراد باید پاسخگوی پرسش‌هایی باشند که محصول آن است. پرسشگری یعنی اجازه دادن به صداهای دیگر برای شنیده شدن در حالی که حکومت مستبد ایران طاقت شنیدن صداهای دیگر و مخالف را ندارد بنابراین اندیشیدن را از اساس ممنوع می‌کند تا به مشکلات بعدی برنخورد. با نویسندگان به خصوص روزنامه نگاران جوان برخورد می‌کند و از آنجایی که پاسخی برای گفته‌های آنان ندارد، بند بر دستان قلمشان می‌گذارد و به گمان خود قلمشان را می‌شکند، علوم انسانی را محدود می‌سازد، جلوی اندیشه‌های فلسفی را می‌گیرد، استادان اندیشمند را از کار برکنار می‌سازد، بسیاری را به اجبار راهی سرزمین‌ها و کشورهای دیگر می‌کند تا همچنان بماند غافل از آنکه دنیا تغییرات زیادی پیدا کرده است.