! میکنم و خوب میکنم من
در “اونجا” قشر ” اجتماعی——اشتباهی ” تازه ای در حال شکل گرفتن است به موازات قشر قدیمی تری که هر دو میروند به سوی تبدیل گشتن به طبقات اجتماعی ویژه ادبارستان شیعی زدگان : قشر “کوندید زاده” ها !
توضیح : “کاندیدا” را اغلب پارسی گویان “کاندید” میگویند و مینویسند که به معنای ساده لوح و خنگ و زودباورست این یک!
” کوندید ” ترجیح دارد به “کاندید”!
تف—-سیر: آقازاده در نوکرستان ایران به فرزندان البته مذکر موجوداتی دو عمامه اطلاق میشود که “عمامه کوچیکه” میان دو لنگ پدر پدرسوخته شان مسئول تولید زنجیره ای آنهاست! این جماعت “مفتچران زاده” روز به روز شمارشان فزونی میگیرد و
میروند تا به یک طبقه اجتماعی دگردیسی یابند .
به موازات بروز این نکبت ؛ ادباردیگری در حال شکل گیری است که عنوان در خورآن “داوطلب زاده “میتواند باشد !
یعنی فرزندان مردانی که نامنویسی میکنند به عنوان داوطلبان احراز مقام ریاست جمهوری اسهالی!
بچه های پر شمار اینان چه فیس و افاده ها میفروشند به همسن و سالهایشان در محله و دبستان و دبیرستان که ” آره ؛ باباجون من کوندید بوده یا کوندیده !” امر پنهانی نیست . این کودکان طلبکاران فردا های آن مهلکستان هستند.
شما اگر این اوضاع اسفبار را به نتایج “دموکراسی در قرائت اسلامی—— شیعی ” تعبیر نمی کنید؛ نکنید؛ خود دانید . من میکنم و خوب هم میکنم من !